انجمن اسلامی همسران و فرزندان شاهد استان اردبیل

تبلیغ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

انجمن اسلامی همسران و فرزندان شاهد استان اردبیل

تبلیغ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

انجمن اسلامی همسران و فرزندان شاهد استان اردبیل

کاربران گرامی خوش آمدید
در این وبلاگ شما می توانید به زندگی نامه، وصایا و تصاویر شهدا و مقالات در موضوع شهید وشهادت و تبلیغ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت دسترسی پیدا کنید.

بایگانی

میلاد امام حسن مجتبی (ع)

                      ولادت امام حسن,امام حسن مجتبی

امام حسن (ع) در سال سوم هجرت و در شب نیمه ماه رمضان متولد شد

در سال سوم هجرت و در شب نیمه ماه رمضان ـ که بهترین ماه های خداست ـ خانه امیرالمؤمنین و فاطمه علیهماالسلام میزبان قدوم مولود مبارکی شد که شادی را با خود به خانه وحی آورد. در این شب فرخنده، سبط اکبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، حضرت امام حسن علیه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدینه را غرق نور کرد.
مژده میلاد
هنگامی که امام حسن علیه السلام به دنیا آمد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سفر بودند و امیرالمؤمنین و فاطمه علیه السلام چشم به راه بازگشت. ایشان پیامبر پس از مراجعت از سفر، طبق معمول ابتدا به خانه فاطمه علیهاالسلام وارد شد. هنگامی که خبر تولد نوزاد را به ایشان دادند، شادمانی وجود حضرت را فرا گرفت.
نام گذاری کودک
هنگامی که کودک را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آوردند، حضرت رو به علی علیه السلام کرده، فرمود: «آیا او را نام گذاری کرده ای؟» عرض کرد: «من در نام گذاری وی بر شما پیشی نمی گیرم». رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «من هم در نام گذاری بر خداوند سبقت نمی جویم».

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۴ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۱:۰۰
  • ایرج حامدی کلخوران

6 فروردین(خرداد روز) ، زادروز آشو زرتشت

                             ششم فروردین زادروز آشور زرتشت, ۶ فروردین زادروز زرتشت, خرداد روز زادروز زرتشت

۶ فروردین(خرداد روز) ، زادروز آشو زرتشت

روز ششم فروردین که (خرداد روز) است و متعلق به فرشته مقدس خرداد است بزرگترین جشن ایرانیان باستان بود زیرا بنابر عقاید زردتشتیان، رزدتشت در چنین روزی متولد شد و باز در چنین روزی به پیامبری برگزیده شده است.
زردتشتیان ایران این عید را جشن (هفدرو) می گویند. پارسیان هندوستان و پاکستان این روز را به نام خرداد سال جشن می گیرند و دسته دسته به آدریان ها جهت نیایش رو می آورند.

در واقع در چنین روزی اشوزرتشت در دوران امپراطوری لهراسب در کنار رود درجی ارومیه, چشم به جهان گشود. چون نام پدر زرتشت اسپنتمان بود پس از تولد او را زرتشت اسپنتمان نامیدند. در همین روز یعنی خرداد و فروردین ماه زرتشتی و به عبارتی 6 فروردین ماه خورشیدی, در زمان شاه گشتاب کیانی, زرتشت بزرگ از جانب اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد.
موبد کورش نیکنام، کلیت پیام زرتشت را در هومت, هوخت و هورز یعنی گفتار, پندار و کردار نیک می‌‏داند و معتقد است: پیامی که زرتشت در گاتاها بر آن تاکید می‌‏کند، خردمندی، تساوی, آزادی, تساوی حقوق انسانهاست و آیین زرتشت آیین مهربانی و صلح است.

وی 6 فروردین را روز هودرو یا هفتاد و دو رویداد بیان کرد و افزود: عدد هفتاد و دو در آیین ایرانی, عددی مقدس است و در این روز هفتاد و دو رویداد اهورایی بزرگ داشته می‌‏شود که از جمله آنها زادروز آشوزرتشت است. زرتشت انسان را از جانب اهورامزدا مامور می‌‏کند که جایگاه انسان بودن خود را در گذر زندگی نسبت به توانمندی‌‏های فکری, جسمی, معنوی و مادی خود پیدا کند.

بر اساس این، انسان در آیینی که زرتشت بنا نهاد، مکلف است تا علیه دروغ و پلشتی‌‏های فکری طغیان کند و بر ضد بدفکری و کژاندیشی بشورد. زرتشت انسان را آفریننده سرنوشت خویش می‌‏داند و مسئولیت رهایی از گناه و کردار بد را به صورت کل متوجه انسان می‌‏داند. زرتشت آریائیان و کل جهان را به شادی ترغیب می‌‏کند و تساوی را از صفات اهورایی می‌‏پندارد.

                       ششم فروردین زادروز آشور زرتشت, ۶ فروردین زادروز زرتشت, خرداد روز زادروز زرتشت

بیرونی در آثار البلاغه می نویسد: (روز ششم فروردین نوروز بزرگ است و نزد ایرانیان جشن بزرگ می باشد. گویند خداوند در این روز مشتری بیافرید و فرخنده ترین ساعت های آن روز ساعت مشتری است. زردتشتیان می گویند زردتشت در این روز توفیق یافت که با خداوند مناجات کند و کیخسرو در این روز به آسمان عروج کرد و در این روز برای ساکنان کره زمین سعادت قسمت می کنند و از اینجاست که ایرانیان این روز را امید نام نهاده اند).

در برهان قاطع چنین می نویسد: (... و نوروز خاصه روزی است که نام آن روز خرداد است و آن روز ششم فروردین ماه می باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم هایی نیکو گذاشت و گفت: (خدای متعال شما را خلق کرده است؛ باید که به آب های پاکیزه تن بشویید و غسل کنید و به سجده و شکر او مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید.) این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند و گویند آکاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که 6 روز باشد حاجت های مردمان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به شادی مشغول بودندی.

در روز ششم که جشن نوروز خاصه بود، شاه در قصر با محرمان خود به شادمانی می پرداختند و این ایام تیره پادشاه و نزدیکان او بود و از شوکت خاصی برخوردار بوده است.

از آداب این روز فال کوزه است، بدین ترتیب که یک روز قبل از جشن اهالی خانه و دوستان و آنهایی که میل دارند در فال شرکت کنند، چیزهای کوچکی می گیرند و آن را با پارچه سبز می پیچند و در یک کوزه نو می اندازند و در کوزه را می بندند و در میان درخت(مورد)، همان درختی که به اهورامزدا تعلق دارد می گذارند.

بعد از چند ساعتی کوزه را بر میدارند و آن را در آتش بخور می دهند و بعد به دست دختری نابالغ می دهند و او یک یک از لوازم و اشیاء داخل کوزه را به دست می گیرد و منتظر می شود تا سایرین (یک نفر) شعر از بر بخواند. آنگاه که چکامه خوانده می شود و وصف حال صاحب اثاثه معلوم می شود، اشیا را از درون کوزه بیرون می آورد و به صاحب آن تحویل می دهد.

منابع :

.autoir.ir

delgarm.com

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۴ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۰:۵۱

29اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت

                            نفت,29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت,تاریخچه ملی شدن صنعت نفت

قانون ملی شدن صنعت نفت در واقع پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ به مجلس ارائه شد و مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد و پیشنهاد قانونی شد.

مروری بر تاریخچه ملی شدن صنعت نفت:
تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در روز ۲۹ اسفندماه سال ‎۱۳۲۹، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی، اقتصادی و مبارزات مردم ایران برای نجات سرمایه های ملی این مرز و بوم از دست بیگانگان به شمار می رود.
زمانی که اولین چاه نفت در ایران در بیش از یکصد سال قبل در منطقه مسجد سلیمان در استان خوزستان توسط یک شرکت انگلیسی کشف شد، دولت وقت ایران هیچ آگاهی و درکی از این اتفاق مهم نداشت. اما کاشفان آن به خوبی می‌دانستند به چه ثروتی در ایران دست یافته‌اند و پایه‌های استعمار خود در ایران را با قراردادهای استثماری استخراج، تولید و فروش نفت خام ایران بنا نهادند.شرکت های خارجی سال ها سرمایه مردم ایران را به تاراج بردند و دولت های وقت ایران هیچ گونه تلاش و توجهی برای احقاق حقوق مردم انجام ندادند.

دکتر “محمد مصدق ” بزرگمرد تاریج سیاسی و اقتصادی ایران حرکت بزرگی را در کشور آغاز کرد که سنگ بنای تفکر اقتصاد “بدون نفت” بود. وی در شهریورماه ۱۳۲۰ و سقوط رضاخان، در انتخابات دوره چهاردهم مجلس وقت، بار دیگر به مجلس راه یافت. شرایط بین المللی در این دوره، به نحوی بود که کشورهای مختلف به ویژه روسیه، انگلیس و آمریکا با پیشنهادهایی به دولت ایران، خواستار کسب امتیاز نفتی بودند و از آنجا که انگلیس، امتیاز بهره برداری از منابع نفت جنوب کشور را در اختیار داشت، روسها درصدد کسب امتیاز منابع نفتی شمال و آمریکایی ها نیز به دنبال امتیاز نفت، در ایران بودند.

دکتر مصدق که رهبری گروهی متشکل از ‎ ۱۶تن از نمایندگان مجلس چهاردهم را برعهده داشت، در خصوص واگذاری امتیاز نفت به خارجی ها گفت: “به بهانه اینکه به یک کشور نفت داده شده است، نباید به هیچ کشور دیگری امتیاز داد چرا که این دور باطل تمامی نخواهد داشت.”

                                       نفت,29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت,تاریخچه ملی شدن صنعت نفت

 دکتر محمد مصدق

مصدق در دوارن مبارزات خود برای ملی کردن صنعت نفت، بارها بر این نکته تاکید داشت که ایرانیان باید خود منابع نفتی کشورشان را اداره و بهره برداری کنند. دکتر مصدق برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، قانونی را در این دوره مجلس به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند، منع می‌شد.

حرکت ملی شدن صنعت نفت در شرایطی شکل گرفت که ایران بزرگترین تولیدکننده نفت خام خاورمیانه بود و پس از آمریکا، ونزوئلا و شوروی سابق؛ چهارمین تولیدکننده معتبر نفت خام دنیا محسوب می شد. در آن دوران، کل تولید نفت خام ایران، ‎ ۳۲ میلیون تن در سال معادل بیش از یک سوم مجموع تولید نفت خام خاورمیانه ‎۹۰میلیون تن در سال بود. از سوی دیگر، ایران ‎ ۹۰ درصد نفت خام مورد نیاز اروپای غربی را در آن دوران تامین می کرد.

بدنبال تلاش های دکتر مصدق برای نجات سرمایه های کشور از دست بیگانگان، دربار پهلوی اجازه نداد وی در دوره پانزدهم مجلس، به مجلس راه یابد. در این دوره هدف عوامل وابسته به انگلیس این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغه‌ای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند. اما بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسی‌ها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم به‌ سر رسید.

لذا، نارضایتی انگلیس از حرکت ملی شدن صنعت نفت و تلاش برای برهم زدن این حق خواهی ملت ایران، امری کاملاً طبیعی بود. شرکت نفت انگلیس که به دلیل تاراج منابع نفتی ایران، دارای سرمایه هنگفتی شده بود اکنون منافع خود را در خطر می دید. گسترش فعالیت‌های سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت می‌کرد.

در انتخابات مجلس شانزدهم با همه تقلبات و مداخلات شاه و دربار، مصدق در دور دوم انتخابات، به مجلس راه یافت و در این دوره طرح “ملی شدن صنعت نفت” به رهبری وی در مجلس تصویب شد. قانون ملی شدن صنعت نفت در واقع پیشنهادی بود که به امضای همه اعضای کمیسیون نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ به مجلس ارائه شد.

کمیسیون نفت، کمیسیونی بود که در اول تیرماه ۱۳۲۹ در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ایران برای رسیدگی به لایحه نفت (معروف به لایحه گس-گلشائیان)تشکیل شد. همین کمیسیون پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در اسفند ۱۳۲۹ به مجلس ارائه داد.
سرانجام با تلاش های دکتر مصدق و همراهان وی ، ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در روز ۲۴ اسفند ماه سال ۱۳۲۹ در مجلس شورای ملی مطرح و در روز ۲۹ اسفندماه همان سال به تصویب رسید.

در متن پیشنهاد تصویب شده ، آمده بود:

“به ‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.”

مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد و پیشنهاد به قانون تبدیل شد.

              نفت,29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت,تاریخچه ملی شدن صنعت نفت

 راهپیمایی مردم در پشتیبانی از ملی شدن صنعت نفت

رویکرد انگلیس در قبال ملی شدن صنعت نفت
پس از ملی شدن صنعت نفت، انگلیس که با تصویب این قانون منافع خود را در خطر می دید، برای جلوگیری از به ثمر نشستن حرکت ملی شدن صنعت نفت، از تمامی شگردهای ممکن استفاده کرد. یکی از این شگردها، تحریم نفت ایران در نیمه اول سال ‎ 1330 با هدف به خطر انداختن ثبات سیاسی و اقتصادی کشور بود. انگلیس به تمام خریداران نفت خام ایران هشدار داده بود که نفت ایران را خریداری نکنند.
اما دولتمردان وقت ایران در ادامه مبارزات خود با تلاش زیاد توانستند بر این حرکت استعمارگر پیر فایق آیند. دکتر مصدق نخست وزیر وقت، برای خنثی کردن توطئه انگلیس و کسب درآمد برای کشور، ترجیح داد نفت خام را با تخفیف به مشتریان بفروشد. نکته قابل توجه آن است که درآمدی که دولت مصدق با فروش تخفیفی نفت خام و فراورده نفتی برای کشور کسب کرد دو برابر رقمی بود که «شرکت نفت انگلیس و ایران» بابت فروش سالانه 31میلیون تن نفت خام به ایران پرداخت می کرد.
با ملی شدن نفت، هیات خلع ید به جنوب عزیمت نموده و تابلوی «ریاست شرکت» از سر در دفتر مرکزی خرمشهر کنده شد و به جای آن «هیات مدیره موقت » نصب شد. از آن پس کلیه تاسیسات و ادارات شرکت زیر نظر هیات مدیره جدید بود؛ کارکنان خارجی که از این رویداد ناراضی بودند، در تاریخ دهم مهرماه 1330 همگی ایران را ترک کردند.
بازگشت مجدد اروپایی ها به صنعت نفت ایران
بعد از این واقعه، اما  باز هم حضور خارجیان را در صنعت نفت ایران شاهد هستیم چرا که  در تاریخ هفتم آبان ماه 1333 قراردادی بین دولت ایران از یک سو و کنسرسیومی از شرکتهای صاحب نام نفتی منعقد شد. شرکتهای عضو کنسرسیوم نفت ایران دو شرکت به نام های «شرکت سهامی اکتشاف و تولید نفت ایران» و «شرکت سهامی تصفیه نفت ایران» تشکیل دادند که روی هم «شرکتهای عامل نفت ایران» نامیده می شد.


این دو شرکت به ترتیب اختیار اکتشاف و تولید نفت خام و گاز طبیعی در حوزه معینی در جنوب ایران به نام «حوزه قرارداد» و تصفیه نفت خام و گاز حاصله را عهده دار بودند. شرکتهای عامل نفت ایران طبق قوانین کشور هلند تشکیل شده و در ایران به ثبت رسیده بودند. هریک از شرکت‌های عضو کنسرسیوم نفت ایران یک شرکت بازرگانی تاسیس کرده و در ایران به ثبت رسانده بودند که منفرد و مجزا از یکدیگر عمل کرده و نفت خام و گاز طبیعی حاصل از حوزه قرارداد را از شرکت ملی نفت ایران خریداری کرده و به خارج از کشور صادر می کردند.

این شرکت‌های بازرگانی همچنین بخشی از نفت خام خریداری شده را پالایش کرده و به صورت فراورده به خارج صادر می کردند. تعهدات مالی شرکتهای بازرگانی تاسیس شده در دل شرکتهای عضو کنسرسیوم، عبارت بود از یک پرداخت مشخص تحت عنوان حق الارض که شامل کلیه نفت خام صادراتی می شد و مالیات بر درآمدی بود که به نسبت درصدی از منافع حاصل از صدور نفت بر اساس بهای اعلان شده نفت خام به دولت ایران می پرداختند؛ این درصد از 23 آبان ماه 1349 به 55درصد افزایش یافت.

سرنوشت نفت بعد از پیروزی انقلاب
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی شرکت ملی نفت ایران کار توزیع و فروش فراورده های نفتی و گاز طبیعی جهت مصارف داخلی را به عهده داشت. شرکت‌های عامل نفت ایران فراورده های نفتی، گاز طبیعی و نفت خام مورد نیاز برای مصارف داخلی را به شرکت ملی نفت ایران تحویل می دادند.
شرکت ملی نفت ایران همچنین مسوولیت تامین، نگهداری و اداره خدمات پشتیبانی تولید را تحت عنوان «خدمات غیرصنعتی» به عهده داشت که در مقابل  «عملیات صنعتی» قرار می گرفت که انحصارا در اختیار خارجی‌ها بود. تاسیسات ثابت صنعت نفت ایران در این دوره اگرچه متعلق به شرکت ملی نفت ایران بود، اما بر اساس قرارداد، شرکتهای عضو کنسرسیوم حق استفاده انحصاری از آنها را در طول مدت قرارداد در اختیار داشتند.
با آغاز فعالیت کنسرسیوم اگر چه قرار بود  قانون ملی شدن نفت اجرا شود اما در عمل دولت ایران و شرکت ملی نفت اختیارات بسیار محدودی داشتند؛ تا مهرماه 1353 اعضای کنسرسیوم بدون دخالت دولت ایران برای تعیین میزان تولید و قیمت نفت که عوامل اصلی و تعیین کننده درآمد کشور بودند،تصمیم می گرفتند و دولت ایران در این خصوص هیچ اختیاری نداشت.

از سال 1353 و تشکیل شرکت سهامی خاص خدمات نفت ایران(osco) تغییرات عمیق و عمده ای در ارتباط با نحوه نظارت و دخالت دولت در کار کنسرسیوم به وجود آمد اما واقعیت این است که تا وقوع انقلاب اسلامی، مالکیت ایران بر منابع نفتی خود به طور کامل تحقق نیافته بود.

منابع :

petpr.ir

danakhabar.com

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۳ فروردين ۰۳ ، ۱۱:۱۰

۲۲ اسفند روز بزرگداشت شهدا

          

 «تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکنند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد» مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)

           

ما بعد از شما هیچ نکردیم…

چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .

کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود

دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله و شقایق شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید :

چرا آلاله آنقدر سرخ است

چرا کسی نپرسید مزار حاج حسین بصیر کجاست

و چرا شهید محمدرضا در قبر خندید

چرا وقتی که گفتیم :

یک گردان که همگی سربند یا حسین (ع ) بسته بودند شهید شدند کسی تعجب نکرد

چرا وقتی گفتند :

تنی معبر عبور دیگران از میدان مین شد شانه ای نلرزید

چرا هیچ کس نپرسید : به کدامین گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربریدند

وقتی که گفتیم بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم از زیر خاک بیرون آوردند کسی تعجب نکرد

ولی با نام حقوق بشر حق را پایمال کردند

چرا نمی دانیم شیمیائی چیست و زخم شیمیایی چقدر دردناک است

شاید ما نیز از تاولهای بدنشان می ترسیم که روزی بترکد و ما نیز شیمیائی شویم .

شاید اگر رنج آنها را می دیدیم درک می کردیم که چطور میشود یک عمر با درد زیست

نمیدانم که چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد !!

ای شهیدان ما بعد از شما هیچ نکردیم .

آن ندای یا حسین (ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد.

یادتان هست که به دختران این کشور گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم .

 آیا دختران ما امانت دار خوبی بودند و خونتان را فرش راه رهگذران نکردند .

یادتان هست هنگامی که گفتید :

رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگوئید که بر یاران خمینی (ره ) چه گذشت

 رفتید ولی یادمان رفت که حتی یادمانتان را در یک هفته برگزار کنیم .

جایتان خالی اینجا عده ای فرهنگ شهادت را خشونت طلبی می نامند و شهید را خشونت طلب

وقتی حکایت شما را گفتیم فقط پچ پچی سر دادند و رفتند تا صلح را در کتاب جنگ و صلح تولستوی جستجو کنند.

رفتند تا با نام شهید کیسه بدوزند ولی نفهمیدند که چطور بسیجیان همپای امامشان جام زهر را نوشیدند و

چقدر سخت بود.

دیگر کسی نیست تا قلب رهبر امت را شاد کند.

عده ای مصلحت دیدند که مقابل توهین به اسلام و شهید سکوت کنند ولی ما مصلحت خویش را در خون رقم

زدیم .

راست گفته اند :

که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و ما عمری است که بهانه بهشت را میگیریم .

آری!!!میدانم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید دلهایتان را در سنگرها جا گذاشتید ,

میدانم که هنوز هم دلهایتان هوای خاکریزهای جنوب را می کند و می دانم که دیگر کسی از بسیج نمی گوید

, ولی بدانید که تا شما هستید ما می توانیم از همت بشنویم و از خاطرات حسین خرازی لذت ببریم و پای

صحبت مادر سه شهید محمدزاده بنشینیم , تا شما هستید میدانم که رهبر تنها نیست و تا شما هستید تنها

عشق , تنها میداندار این عرصه است .

امروز کسانی از شهیدان سخن می گویند که از دیدن فشنگ نیز واهمه دارند.

کسانی دم از شهادت می زنند که با شنیدن صدای آژیر تا کفشهایشان زرد می شود

ولی در میدان عمل جز سکوت چیزی از آنها نمی بینی

ما ماندیم تا امروز از آنان بگوییم و فریاد برآوریم « ما از این گردنه آسان نگذشتیم ای قوم »

ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم . چرا که خون آنان است که می تپد.

و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم مدیون آنانیم .

مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند.

یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که

« بعد از شهدا چه کردیم »


   

امیر حاج امینی بیسیم چی گردان انصار لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص) از جمله دلاورمردان عرصه دفاع مقدس است.

وی در تاریخ ۱۰ اسفند ماه ۱۳۶۵ و در کربلای شلمچه در جنوب کانال پرورش ماهی به شهادت رسیدند.

این عکس ازجمله تاثیرگذارترین عکس های گرفته شده از شهدای دفاع مقدس است.


        

مادرشهید محمدرضا حقیقی می گوید:سه روز پس از خاکسپاری، محمدرضا را در خواب دیدم؛ گفتم:

محمدرضا، مگر تو شهید نشدی؟ گفت:«بله» گفتم: پس چرا خندیدی؟ گفت: «من هر چیزی را که در آن دنیا و

این دنیا بهتر از آن و بالاتر از آن و قشنگ تر از آن نیست، دیدم به همین دلیل خندیدم.» این جمله را که گفت از

خواب بیدار شدم…


     

محمد رضا شفیعی در ۱۴ سالگی به جبهه‌های نبرد رفته و در عملیات‌های بسیاری شرکت می‌کند که چندین بار نیز مجروح می‌شود اما سرانجام در عملیات «کربلای ۴» و پس از مجروح شدن ، اسیر می‌شود که ۱۱ روز پس از اسارت به دلیل عفونت شدید در ناحیه شکم به درجه شهادت نائل می‌شود.

جسد شهید محمد رضا شفیعی پس از شهادت آنچنان تازه و معطر می‌ماند که صدام به سربازان خود دستور می‌دهد که جنازه این شهید را در برابر آفتاب قرار دهند تا بپوسد و وقتی این کار نیز به سرانجام نرسید دستور می‌دهد که بر روی پیکر این شهید اسید بپاشند که با این کار نیز آسیبی به بدن شهید نمی‌رسد و جسد تازه و معطر این شهید بعد از گذشت ۱۶ سال به وطن برمی گردد…


عکس مربوط است به ۲۱ دی ماه سال ۶۵، سومین روز عملیات کربلای پنج در شلمچه است؛ وقتی که

گروهی از نیروهای ایرانی در محاصره نیروهای عراقی گیر افتاده بودند. توی یکی از سنگرها، عباس حصیبی

(شهید سمت چپ در عکس) و علی شاه آبادی (شهید سمت راست که یکی از سمینوف چی های دسته

ادوات بوده)، کنار هم نشسته بودند که تیر سمینوف عراقی می خورد به سر حصیبی و رد می کند و می

خورد به سر دومی. سر حصیبی را باند پیچی کرده بودند…


       

طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد…

یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود.

لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود.

معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است.

اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود.

پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. ۵۵۵ و ۵۵۶ .

فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند.

معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند.

در کامپیوتر به اسامی مراجعه کردیم .

دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است.

پدری سر پسر را به دامن گرفته است.

شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است اهل روستای باقر

تنگه بابلسر

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۳ فروردين ۰۳ ، ۱۱:۰۱

14 اسفند سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق

دکتر محمد مصدق استاد دانشگاه، سیاستمدار، دولتمرد و ایراندوست نامدار، دشمن سرسخت استعمار ملل و سلطه گری، رهبر جنبش ملی کردن صنعت نفت ایران و رئیس دولت در سالهای 1330، 1331 و پنج ماه اول سال 1332 چهاردهم اسفند 1345 در بیمارستان نجمیه تهران (خیابان حافظ ـ کمی پایین تر از خیابان جمهوری اسلامی) فوت شد و دولت وقت اجازه برگزاری مراسم ترحیم او را نداد و جز یک اعلامیه چند سطری دولتی، مطبوعات از انتشار هرگونه خبر و مطلب دیگر در آن زمینه ممنوع شده بودند.

هدف دولت وقت برگرفتن خاطره اندیشه و کارهای این بزرگمرد تاریخ مشرق زمین از اذهان ایرانیان بود. با وجود این، بسیاری از ایرانیان پس از آگاه شدن از فوت مصدق لباس سیاه پوشیدند و اشک ریختند، بیشتر معلمان کشور در کلاس های درس خود یک دقیقه سکوت اعلام کردند و شماری از آنان، به خاطر این عمل احضار و بازجویی و دارای پرونده (اصطلاحا سیاه) شدند.

از آنجا که پانزدهم اسفند 1345 (روز پس از وفات مصدق) گروهی از مردم تهدید کرده بودند که درصورت مخالفت با برگزاری مراسم ترحیم عمومی، با پوشیدن لباس مشکی و یا گفتن تسلیت به یکدیگر با صدای نسبتا بلند ماتم خواهند گرفت؛ ساواک خبرچین های خود را مامور پرونده سازی، مخصوصا در مدارس و سازمانهای دولتی کرده بود تا هرکس از دکتر مصدق یاد کند و لباس مشکی پوشیده باشد نامش را گزارش کنند و بعدا دستگیر شود.

بیماری منجر به فوت مصدق؛ عوارض ناشی از سرماخوردگی (گویا؛ ذات الریه) و نیز پیدایش یک تومور (احتمالا سرطانی) در سقف دهان بیان شده بود.

به مصدق در روزهای واپسین عمر که شدیدا بیمار بود اجازه داده شده بود به تهران و به بیمارستانی که فرزندش در آن طبابت می کرد منتقل شود. جز برای اعضای فامیل، وی در اینجا هم ممنوع الملاقات بود و روزنامه نگاران حتی اجازه نزدیک شدن به ساختمان بیمارستان را نداشتند و شبانه روز درخودروهای خود ـ مقابل ساختمان «پارک هتل» نشسته و گوش بزنگ خبر از داخل بیمارستان بودند. این روزنامه نگاران آنچه را که در طول اتومبیل نشینی مقابل کوچه بیمارستان و «پارک هتل» دیده و شنیده بودند خاطره نویسی کردند و 12 سال بعد و در اسفندماه 1357 منتشر ساختند که در تاریخ ماندگار شده است.

زیرا که دولت وقت، خود یک اطلاعیه چند سطری بسیار کوتاه دراین زمینه به روزنامه ها داده بود و از آنجا که از مرده مصدق هم می ترسید اجازه برگزاری مجلس ترحیم عمومی را هم نداد چون می ترسید که به یک بپاخیزی منجر شود. همان زمان، گروهی از دبیران درس تاریخ در یک شبنامه که به روزنامه ها هم ارسال شده بود ضمن اعتراض به این عمل دولت نوشته بودند که با این کارها «تاریخ را نمی شود پاک کرد» و روزی همه چیز آشکار و اعلام خواهد شد و «سیه روی شود هرکه در او غَش باشد».

 

ایرانیان 14 اسفند 1357 در دسته های انبوه و به این صورت رهسپار احمدآباد کرج بودند تا در مراسم سالروز فوت مصدق شرکت کنند

پیروان خط مصدق در جریان تظاهرات و راهپیمایی های سال 1357 و با استفاده از فرصتی که به دست آمده بود زجرهای این رهبر ملّی براثر فشار دولت شاه و اِعمال محدودیت برای اورا برای مردم بپاخاسته شرح دادند و بر خشم آنان افزودند ـ دولتی که حتی از مرده مصدق هم می ترسید.

52 روز پس از پیروزی انقلاب و در دوازدهمین سالروز فوت مصدق، ایرانیان به این مناسبت چنان مراسمی برگزار کردند که تا آن زمان ـ جز مورد استقبال فرانسویان از استخوانهای ناپلئون ـ بی سابقه بود. صدها هزار و طبق گزارش روزنامه اطلاعات بیش از یک میلیون تن ایرانی از تهران و شهرهای دیگر به احمدآباد رفتند و از ساعت 2 تا 5 و 30 دقیقه (وقت قبلا اعلام شده) بر گور او گریستند و شعار دادند. شهرداری تهران اتوبوس های شهر و مردم اتومبیل های خود را در اختیار گذاشته بودند تا این جمعیت به کرج منتقل شود.

دکتر مصدق در دوران تبعید غیر قانونی در روستای احمد آباد ـ در یک روز صدها هزار نسخه از این عکس ها بفروش رفت

این جمعیت به خواست خود، مسافت کرج تا احمدآباد را که حدود 80 دقیقه بود در حال شعار دادن، پیاده طی کردند. احزاب و گروهها قبلا با انتشار اعلامیه، مردم را به حضور در این مراسم دعوت کرده بودند. در آن روز که دوشنبه بود، ادارات دولتی، مدارس و ... از ساعت ده بامداد عملا تعطیل شده بود. نخست وزیر، وزیران کابینه و مقامات دولتی وقت نیز به احمدآباد رفته بودند و آیت الله طالقانی نخستین سخنران این مراسم بود. مطبوعات تا چند روز و هر روز دو ـ سه صفحه از صفحات خودرا اختصاص به شرح اندیشه ها، کارها و زجرهای مصدق داده بودند.

طبق گزارش ها، چند چاپخانه تهران عکسی از مصدق را که در احمدآباد، در آفتاب و عصا در بغل زیر درخت نشسته بود و دستش را بر پیشانی گذاشته بود در صدها هزار نسخه چاپ کرده بودند که تماما و ظرف چند ساعت به فروش رفته بود و آخر وقت روز چهاردهم اسفند بازار سیاه یافته بود.

صفحه اول شماره 14 اسفند 1357 روزنامه اطلاعات و شرکت میلیونی ایرانیان در مراسم سالمرگ مصدق در احمدآباد کرج

برای پی بردن به محبوبیت مصدق در میان ایرانیان و ایرانی تبارها ذکر این دو نکته کافی است:

شمارگان روزنامه همشهری با چاپ عکس مصدق در صفحه ششم شماره 29 امُرداد 1372 دفعتا به 120 هزار نسخه افزایش یافت و این توجه مردم به آن ادامه یافت تا روزنامه اول کشور شد. سال بعد، روزنامه ایران با چاپ عکس مصدق در صفحه اول خود، در آن روز چندبار تجدید چاپ شد و تیراژ انبوه به دست آورد.

در سالهای حکومت مصدق، ایران که پرچم مبارزه با استعمار و سلطه را به دوش گرفته بود تحت فشار و تحریم اقتصادی و تهدید نظامی انگلستان بود که یکی از سه قدرت آن زمان بشمار می رفت. با وجود این، مردم شاد، سرزنده و راضی از آن مبارزه ملی. دکتر مصدق در تمامی طول عمر سیاسی خود به دمکراسی، حقوق بشر و آزادی های مرتبط با آن عمیقا وفادار بود.

دکتر مصدق بر پایه عقیده خود که شاه باید سلطنت کند، نه حکومت در دوران زمامداری اش اختیارات حکومتی را از شاه گرفت. در زمان او انتشار نشریه، تشکیل حزب و برگزاری اجتماعات سیاسی آزاد بود. به اشاره وی، کتابهای تاریخ مدارس متوسطه دوباره نویسی شده بود تا مُبلّغ قدرتهای خارجی مسلط بر ایران و مطابق خواست و سیاست آنها نباشند.

آیت الله طالقانی، بازرگان و داریوش فروهر بر گور مصدق گل می نهند (14 اسفند 1357)

وی متون این کتابها را استعماری می دانست. پیش از آماده شدن کتابهای دوباره نویسی شده، مصدق از دبیران تاریخ مدارس خواسته بود که آن صفحه از کتابهای موجود را که حاوی یک عکس تبلیغاتی از ناوگان انگلستان است جداکنند و دور بریزند زیراکه هدف از قراردادن آن در کتاب، ایجاد ترس در جوان ایرانی از قدرت نظامی دولت لندن بود و .... وی پس از اینکه وزارت جنگ را به وزارت دفاع ملی تغییر نام داده و خود تصدی این وزارتخانه را برعهده گرفته بود خواسته بود که «تاریخ ایران» را بر آموزش نظامی سربازان وظیفه در پادگانها بیافزایند تا جوان ایرانی بداند که میراث او ـ ایران ـ چگونه برایش حفظ و حراست شده و در این سرزمین چه مردانی در خون خود خفته اند تا باقی مانده است و فداکاری کند.

مورخان معروف جهان دکتر مصدق را احیاء گر ناسیونالیسم ایرانی خوانده و نوشته اند که به همین دلیل، وی حاضر به سازش با بیگانگان بر سر منافع ایران نبود. به نوشته این مورخان که دکتر مصدق را از مردان بزرگ تاریخ ایران خوانده اند، وی در جهان سوم چراغی را روشن کرد که تا پایان «استعمار کهنه» روشن بود. وی به ملل تحت ستم و استثمارشونده هشدار داده بود که پس از استعمار کهن (استعمار اروپایی که از زمان یافتن راههای دریایی ـ آغاز سده پانزدهم آغاز شده بود)، استثمار و سلطه با لباسی تازه برجای آن خواهد نشست. به عبارت دیگر استعمارگران تنها لباس عوض می کنند و ....

دولت دکتر مصدق که مورد حمایت قاطبه ملت بود در کودتای 28 امُرداد سال 1332 که نتیجه توطئه مشترک انگلستان و آمریکا و همکاری عوامل داخلی بود برانداخته شد، به زندان افتاد و پس از تحمل سه سال زندان در پادگان لشکر 2 زرهی تهران، تا پایان عُمر در روستای احمد آباد ساوجبلاغ (نزدیک کرج) به صورت غیر قانونی تبعید و در حصر قرار داشت. هنگام فوت، از عمر مصدق 87 سال و 9 ماه و 25 روز گذشته بود.

یک گروه از شرکاء داخلی براندازی دولت مصدق در روز 28 امُرداد 1332

تا پایان سال 1356 تلاش بر این بود که از بردن نام مصدق در رسانه های کشور و سازمانهای دولتی خودداری شود. در کتابی که پهلوی دوم مولف آن اعلام شده بود و برای مدتی کوتاه در مدارس تدریس می شد مصدق تضعیف و در مواردی تحقیر شده بود که اکراه معلمان از تدریس آن و تداوم این شعار دانش آموزان «بشنو و باور مکن» سبب شد که از برنامه مدارس حذف شود.

ژنرال آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا در یادداشتهای خود ـ در ذیل روز هشتم اکتبر 1953 اعتراف کرده است که آن دولت (دولت آیزنهاور) در مساعی انگلستان برای برکنارکردن مصدق نقش داشت. وی نوشته است که به او تاکید شده بود که اگر مصدق در سمت خود باقی بماند چون خودرا متعهد و مکلّف به رعایت دمکراسی می داند سرانجام حزب توده و مسکو بر ایران، آسیای جنوبی [استراتژیک] و آسیای غربی [نفتدار] مسلط می شوند و .... به نوشته آیزنهاور، نقشه براندازی که مجری آمریکایی آن کرمیت روزولت [نوه تئودور روزولت رئیس جمهور دهه اول قرن بیستم آمریکا] بود در نخستین ساعت اجرا [ابلاغ نامه برکناری مصدق توسط سرهنگ نصیری] شکست خورد و شاه از کشور گریخت. باوجود این، کرمیت روزولت خودرا نباخت و از راهی دیگر [دادن دلار و کشاندن اوباش و قدرت طلبان به خیابانها] سه روز بعد پیروز شد. [هری ترومن رئیس جمهور قبلی آمریکا تحت تاثیر تلقین های دولت لندن قرار نگرفته و حاضر به همکاری با این دولت در براندازی مصدق نشده بود.].

مورخانی که این یادداشت آیزنهاوررا نقل کرده اند نوشته اند که این برداشت با عمل حزب توده در جریان کودتای 28 امُرداد همخوانی ندارد و افزوده اند که این حزب با آن سازمان نظامی وسیع و نفوذ در طبقه کارگر می توانست کودتا را به آسانی شکست دهد ولی ساکت ماند و این سکوت به صورت یک معمّا در تاریخ ایران مانده است. در سال 1333 و کشف سازمان نظامی حزب توده، ایرانیان پس از آگاه شدن از آن همه افسر کمونیست که در برابر کودتا ساکت مانده بودند، از این حزب رویگردان شدند بگونه ای که این حزب پس از انقلاب هم جان نگرفت.

هرساله به مناسبت زادروز و سالگرد وفات دکتر مصدق در آرامگاه او در احمدآباد که از ابنیه ملی ایران بشمار آمده است مراسمی برگزار می شود.

منبع:iranboom.ir

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۳ فروردين ۰۳ ، ۱۰:۴۰