انجمن اسلامی همسران و فرزندان شاهد استان اردبیل

تبلیغ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

انجمن اسلامی همسران و فرزندان شاهد استان اردبیل

تبلیغ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت

انجمن اسلامی همسران و فرزندان شاهد استان اردبیل

کاربران گرامی خوش آمدید
در این وبلاگ شما می توانید به زندگی نامه، وصایا و تصاویر شهدا و مقالات در موضوع شهید وشهادت و تبلیغ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت دسترسی پیدا کنید.

بایگانی

۷ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

جشن سده؛ گرامیداشت کشف آتش به دست هوشنگ شاه و پیوند آن با فرهنگ ایرانی

جشن سده؛ گرامیداشت کشف آتش به دست هوشنگ شاه و پیوند آن با فرهنگ ایرانی

جشن سده یکی از کهن‌ترین آیین‌های ایرانی است که ریشه در تاریخ، اسطوره و جهان‌بینی ایرانیان دارد. این جشن باشکوه، نماد نور، گرما، دانایی و پیروزی روشنایی بر تاریکی است و یادآور یکی از مهم‌ترین رخدادهای اسطوره‌ای ایران باستان: کشف آتش به دست هوشنگ شاه. سده فقط یک آیین آیینی نیست، بلکه بازتابی از نگاه ایرانیان به زندگی، طبیعت، عقلانیت و تمدن است؛ نگاهی که در طول هزاران سال شکل گرفته و هنوز هم در فرهنگ و سبک زندگی ایرانیان جاری است.

ریشه‌های اسطوره‌ای جشن سده

بر اساس روایت‌های شاهنامه فردوسی، هوشنگ شاه، از پادشاهان پیشدادی، روزی در دل طبیعت با ماری خطرناک روبه‌رو می‌شود. او سنگی برمی‌دارد تا مار را بکشد، اما سنگ به سنگ دیگری برخورد می‌کند و از برخورد این دو سنگ، جرقه‌ای زده می‌شود و آتش پدید می‌آید. این کشف، نقطه عطفی در زندگی بشر محسوب می‌شود؛ زیرا آتش نه‌تنها وسیله‌ای برای گرما و روشنایی بود، بلکه راه را برای پیشرفت تمدن، پخت غذا، امنیت و شکل‌گیری اجتماعات انسانی هموار کرد.
ایرانیان باستان این رویداد را تنها یک اتفاق طبیعی نمی‌دانستند، بلکه آن را نشانه‌ای از دانش، خرد و هدایت الهی تلقی می‌کردند. به همین دلیل، کشف آتش به یک نماد مقدس تبدیل شد و جشن سده به‌عنوان بزرگداشت این نعمت بزرگ، در تقویم فرهنگی ایران جای گرفت.

چرا نام آن «سده» است؟

واژه «سده» به عدد «صد» اشاره دارد. در باورهای قدیمی، جشن سده پنجاه روز و پنجاه شب پیش از نوروز برگزار می‌شد که مجموع آن به صد می‌رسد. این زمان‌بندی نماد نزدیکی به بهار، پایان سرمای سخت زمستان و آغاز حرکت طبیعت به سمت زندگی دوباره است. بنابراین، سده تنها جشن آتش نیست؛ بلکه جشن امید، زندگی و تولد دوباره طبیعت نیز به شمار می‌رود.

چرا نام آن «سده» است؟

آتش؛ نماد زندگی، پاکی و تمدن

در فرهنگ ایرانی، آتش همواره جایگاهی فراتر از یک عنصر طبیعی داشته است. آتش نماد پاکی، روشنایی، راستی و آگاهی است. ایرانیان باستان باور داشتند که آتش، تاریکی و پلیدی را می‌زداید و انسان را به سوی روشنایی و حقیقت هدایت می‌کند. به همین دلیل، در جشن سده، روشن کردن آتش‌های بزرگ (سده‌سوزی) نه‌تنها یک مراسم آیینی، بلکه یک نماد فرهنگی و معنوی عمیق محسوب می‌شود.
این نگاه به آتش، ریشه در احترام به طبیعت دارد؛ نگاهی که انسان را جزئی از جهان هستی می‌داند، نه حاکم مطلق آن. جشن سده یادآور این حقیقت است که پیشرفت بشر از دل هماهنگی با طبیعت شکل گرفته، نه در تقابل با آن.

آیین‌های جشن سده

مهم‌ترین بخش جشن سده، افروختن آتش‌های بزرگ در فضای باز است. مردم گرد هم جمع می‌شوند، آواز می‌خوانند، نیایش می‌کنند و شادی را با یکدیگر تقسیم می‌کنند. این مراسم نماد همبستگی اجتماعی، وحدت و پیوند انسانی است. در گذشته، این جشن فرصتی برای گردهمایی مردم، تقویت روابط اجتماعی و انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر بوده است.
خوراکی‌های محلی، موسیقی سنتی و روایت داستان‌های اسطوره‌ای نیز بخش مهمی از این آیین را تشکیل می‌دادند. در واقع، سده ترکیبی از فرهنگ، اسطوره، هنر و زندگی اجتماعی بوده است.

 
آیین‌های جشن سده

جشن سده در جهان امروز

با وجود گذشت قرن‌ها، جشن سده همچنان در میان زرتشتیان ایران و برخی مناطق دیگر برگزار می‌شود و به‌عنوان یکی از میراث‌های فرهنگی ارزشمند ایرانی شناخته می‌شود. این جشن در جهان امروز می‌تواند معنایی تازه نیز داشته باشد: بازگشت به ریشه‌ها، احترام به طبیعت، توجه به انرژی‌های پاک و یادآوری نقش عقلانیت و دانش در پیشرفت بشر.
در دنیایی که انسان مدرن با بحران‌های زیست‌محیطی، تنهایی اجتماعی و گسست فرهنگی روبه‌روست، آیین‌هایی مانند جشن سده می‌توانند الهام‌بخش سبک زندگی آگاهانه‌تر، انسانی‌تر و پایدارتر باشند.
جشن‌های کهن ایرانی همواره الهام‌بخش سبک زندگی، هنر، معماری، پوشش و حتی طراحی‌های مدرن بوده‌اند. رنگ‌های گرم، طرح‌های الهام‌گرفته از شعله‌های آتش و نقش‌مایه‌های باستانی، همگی برگرفته از همین مفاهیم هستند.
در دنیای مد و پوشاک نیز، استفاده از رنگ‌هایی مانند قرمز، نارنجی، طلایی و قهوه‌ای که تداعی‌گر آتش و گرما هستند، در فصل زمستان بسیار محبوب است. این رنگ‌ها حس انرژی، شادابی و اعتمادبه‌نفس را افزایش می‌دهند و انتخابی عالی برای استایل‌های زمستانی به شمار می‌روند.
در آشاشاپ می‌توانید مجموعه‌ای متنوع از پوشاک و اکسسوری‌های شیک با رنگ‌بندی گرم و طراحی‌های مدرن را پیدا کنید که الهام‌گرفته از همین مفاهیم اصیل هستند. ترکیب سنت و مدرنیته در انتخاب لباس، می‌تواند استایلی منحصربه‌فرد و جذاب برای شما خلق کند.

 

کلام آخر

جشن سده، گرامیداشت کشف آتش به دست هوشنگ شاه، تنها یک روایت اسطوره‌ای نیست؛ بلکه داستان تولد تمدن، خرد انسانی و آغاز مسیر روشنایی در تاریخ بشر است. این جشن نماد نور، زندگی، امید و آگاهی است و جایگاهی ویژه در فرهنگ ایرانی دارد. سده یادآور این حقیقت است که انسان با دانش، خرد و احترام به طبیعت می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای خود و جهان بسازد.
برای سایت آشاشاپ، پرداختن به چنین آیین‌هایی فرصتی ارزشمند است تا پیوند میان فرهنگ اصیل ایرانی و سبک زندگی مدرن شکل بگیرد؛ پیوندی که نه‌تنها هویت فرهنگی را تقویت می‌کند، بلکه الهام‌بخش انتخاب‌های آگاهانه‌تر در زندگی امروز نیز خواهد بود.

فاجعه پلاسکو به روایت تصویر

ساختمان تجاری پلاسکو ۸ سال قبل یعنی درست ساعت ۷:۵۹ دقیقه صبح پنج‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ پس از ۵۵ سال سرپا ماندن، بر اثر آتش‌سوزی فرو ریخت و ۵۶۰ واحد تجاری آن به طور کامل ویران شدند. برجی تجاری با ۱۷ طبقه فلزی که از زمان ساخت تا روز آوار شدن، اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران و دومین ساختمان بلند دارای آسانسور نامیده شد؛ اما با تخریب کامل ساختمان بعد از ۹ روز آواربرداری اعلام شد، ۱۶ آتش نشان شهید و ۶ شهروند مغازه‌دار کشته شدند، تا این که سرانجام با پیگیری‌های بنیاد مستضعفان ۵ سال بعد با همان نام و این بار در ۲۰ طبقه دوباره سرپا شد. این گزارش مجموعه‌ای از تصاویر آرشیوی است که توسط عکاسان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به تصویر کشیده شده است.

قتل امیرکبیر و دست آشکار مهدعلیا

بیستم دی‌ماه سالروز قتل میرزا محمدتقی‌خان فراهانی معروف به امیرکبیر؛ بزرگ‌مرد تاریخ معاصر ایران، به ‌فرمان ناصرالدین‌شاه قاجار است. هرچه نام والای امیرکبیر یادآور اصلاح، پیشرفت، لیاقت و شایستگی است، عزل و قتل او، از جمله خاطرات تلخ و ناگوار حافظه تاریخی مردم ایران است.

چگونگی قتل امیرکبیر ماجرایی تأمل و تأثربرانگیز است که افراد و عوامل بسیاری در آن نقش دارند. اقدامات و برنامه‌های اصلاحی امیرکبیر به مذاق بسیاری از رجال سیاسی، دیوانیان سنتی، دولت‌مردان، درباریان و سفارت‌خانه‌های خارجی خوش نیامد و از همان آغاز سرناسازگاری با او برداشته و اندک‌اندک موفق شدند تخم بدگمانی و سوءظن را نسبت به امیرکبیر در دل شاه بکارند.

در میان دشمنان و بدخواهان امیرکبیر یک نام از دیگران پررنگ‌تر و برجسته‌تر است؛ مهدعلیا؛ مادر ناصرالدین‌شاه و مادرزن امیرکبیر که سرسختانه و مجدانه در راه سقوط امیر کوشید تا بالاخره موفق به عزل و پس از چندی قتل او گردید. در این نوشتار به چگونگی ماجرای قتل امیر و نقش مهدعلیا در این توطئه می‌پردازیم.

میرزا محمدتقی‌خان فراهانی: از دستگاه قائم‌مقام تا دربار ناصری

میرزا محمدتقی‌خان فراهانی که پدرش آشپز دربار قایم‌مقام فراهانی بود، در خانه قایم‌مقام که یکی از اصیل‌ترین و بهترین خاندان‌های روزگار قاجار بود، پرورش یافت و به سبب هوش و لیاقتی که از خود نشان داد، در خاندان قایم‌مقام درس سیاست و مملکت‌داری آموخت. 

میرزا تقی‌خان در دستگاه قایم‌مقام وارد خدمات دولتی شد. تحریر و نویسندگی، آغاز کار امیرکبیر است. پس از چندی لشکرنویسی، در سال 1251ه.ق به شغل و لقب مستوفی نظام در لشکر آذربایجان منصوب و ملقب شد. در این زمان ناصرالدین‌شاه که هنوز ناصرالدین میرزا خوانده می‌شد، در آذربایجان مقام ولایت‌عهدی را به عهده داشت.

میرزا تقی‌خان در این دوره وارد عرصه سیاست شده و کارهای ارزشمندی انجام داد؛ ازجمله سفر به روسیه برای عذرخواهی از روس‌ها به خاطر قتل گریبایدوف (نماینده روسیه در مذاکرات صلح پس از جنگ‌های ایران و روس) که موفقیت‌آمیز بوده و مورد قبول روس‌ها واقع شد و نیز شرکت در معاهده مرزی ارزنه‌الروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی که توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد. پس‌ از این مأموریت‌های موفقیت‌آمیز، میرزا تقی‌خان به سمت پیشکار ولیعهد منصوب شد.

هنگامی‌که محمدشاه قاجار وفات یافت، ولیعهد جوان که طبق رسم قاجارها در تبریز می‌زیست، بایستی به تهران می‌آمد و به تخت می‌نشست. در این زمان مهدعلیا، همسر محمدشاه و مادر ناصرالدین میرزا که با تمام وجود از به پادشاهی رسیدن پسرش خرسند بود، زمام اداره امور کشور را تا رسیدن پسرش به تهران بر عهده گرفت. هنگامی‌که خبر فوت محمدشاه و لزوم عزیمت ناصرالدین میرزا به تهران، به ولیعهد رسید، او حتی پول کافی برای این سفر در اختیار نداشت. میرزا تقی‌خان فراهانی با استقراض از یک تاجر تبریزی و فراهم آوردن 6 لشکر پیاده و سواره و نیروی نظامی، مقدمات سفر ناصرالدین‌شاه به پایتخت را فراهم کرد و از این‌ رو بیش‌ ازپیش مورد لطف پادشاه جوان قاجار قرار گرفت.

مهد علیا و سفارتخانه‌های خارجی که در این زمان نفوذ زیادی در دربار ایران و عزل و نصب‌ها داشتند، چند نامزد برای مقام صدارت عظمی در نظر داشتند. ازجمله آن‌ها صدرالممالک و میرزا آقاخان نوری بودند، اما ناصرالدین‌شاه چند روز پس از تاج‌گذاری، میرزا تقی‌خان را به سمت صدراعظم تعیین و به او لقب امیرکبیر و امیرنظام و با اختیارات فراوان نظامی و لشکری اعطا کرد. این مسئله رشک اطرافیان شاه را نسبت به امیر برانگیخت.

امیرکبیر که از لحظه به قدرت رسیدن تا پایان دوره صدارت 39 ماهه‌اش، اقدامات اصلاحی فراوانی در زمینه‌های گوناگون به انجام رساند، مغضوب و مورد کینه بسیاری شد که سرانجام با گرفتن جان‌اش از او انتقام گرفتند. 

گستره اصلاحات امیرکبیر و ازدیاد دشمنان

امیرکبیر که تلاش‌های خود را بر برقراری نظم و قانون و به سامان کردن امور متمرکز کرده بود، اصلاحات گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف به انجام رساند که به سبب ریشه‌ای و همه‌جانبه بودن، منافع بسیاری از فرصت‌طلبان و سودجویان را به خطر انداخت و بسیاری را به دشمنان امیر تبدیل کرد.

از جمله اصلاحات بنیادین امیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 

برقراری نظم و امنیت و ثبات سیاسی در کشور، فرونشاندن فتنه باب، سرکوب شورش سالار در خراسان، ایجاد نظم و قانون در نیروی نظامی کشور، اصلاح بودجه، تأسیس کارخانه‌های مختلف، مبارزه با خرافه‌پرستی و نیز فرقه‌های ساختگی، اصلاح امور قضایی، حذف القاب و عناوین، تأسیس دارالفنون که از معروف‌ترین و ماندگارترین اقدامات اصلاحی امیر است، تأسیس روزنامه وقایع الاتفاقیه به‌عنوان نخستین روزنامه ایران، استخدام معلم و نیز افسران اروپایی برای آموزش نیروهای داخلی و بسیاری اصلاحات ریز و درشت دیگر. 

در میان اصلاحات امیر، آن‌چه سبب دشمنی و بدخواهی درباریان، شاهزادگان و سفارتخانه‌های روس و انگلیس نسبت به او شد می‌توان موارد زیر را برشمرد:

استقلال از دولت‌های بیگانه و وابسته‌نبودن به هیچ‌یک از قدرت‌ها، مسدودکردن سیستم رشوه‌خواری و واسطه‌گری در دربار و حرم‌سرا، تنظیم بودجه و کاهش مواجب و مستمری‌های درباریان و حرم‌سرا، کاهش هزینه‌های دربار و بریزوبپاش‌های اندرونی و تلاش برای کاهش نفوذ حرم‌سرای شاهی، ازجمله این اقدامات است.

اما آن‌چه بیش از همه مطرح می‌شود، دشمنی و کینه‌ورزی مهدعلیا مادر شاه نسبت به امیر است که دلایل گوناگونی را برای آن برشمرده‌اند.

                     

مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه مؤثرترین فرد در کشته‌شدن امیرکبیر است

مهدعلیا: خصومت با امیرکبیر

همان‌گونه که می‌دانیم ماجرای قتل غم‌بار امیر با نام مهدعلیا؛ مادر شاه گره‌خورده است. او که به هر دلیل سرسخت‌ترین دشمن امیر معرفی می‌شود، مؤثرترین فرد در کشته‌شدن امیر شناخته‌شده است. در گزارش‌های وزیر مختار انگلیس آمده است: "برانداختن دولت امیرنظام، بیشتر نتیجه توطئه و نیرنگ اندرون شاه است که در رأس آن مهدعلیا مادر شاه قرار دارد."

مهدعلیا که نام اصلی‌اش ملک‌جهان خانم است، همسر محمدشاه و مادر ناصرالدین‌شاه قاجار است. تمامی هم‌عصران او و نیز نویسندگان و پژوهندگان، مهدعلیا را زنی قدرتمند، بانفوذ و مدیر و مدبر توصیف کرده‌اند. او در زمان پادشاهی همسرش به سبب بیماری و نیز درویش‌مسلکی شاه، در امور کشور و مسایل سیاسی و عزل و نصب‌ها نفوذ و دخالت فراوانی داشت.

پس از فوت محمدشاه تا زمان رسیدن ولیعهد به تهران، حدود یک ماه و نیم زمام امور کشور را به‌طور مستقیم در دست گرفت و تحسین زیادی را برانگیخت. این امر در طول دوران قاجار بی‌سابقه بوده است. به صدرات رسیدن امیرکبیر، باوجود نارضایتی و تلاش‌های مهدعلیا برای صدارت مهره‌های خود، سبب خشم او شد. 

دلایل گوناگونی را در باب کینه مهدعلیا نسبت به امیر برشمرده‌اند. از تلاش مهدعلیا برای جلب نظر امیرکبیر و دست رد امیر بر سینه او گرفته تا جاه‌طلبی‌ها و فزون‌خواهی‌های مهدعلیا. آنچه بدیهی است اصلاحات امیرکبیر منافع بسیاری را در دربار به خطر انداخت و دشمنان زیادی را برای امیر به وجود آورد؛ دشمنانی که خود امیر از وجود آن‌ها و دسایسشان باخبر بود، اما به سبب شوق و انگیزه‌اش برای اعاده عظمت ایران، از اصلاحات خود عقب نمی‌نشست. «دشمن از برای این غلام، از زن و مرد زیاد است، خداوند وجود پادشاه را از بلا محافظت نماید.» 

این افراد که از سوءظن مادر شاه نسبت به امیر باخبر بودند، شکایات خود را نزد او می‌بردند و در توطئه علیه امیر با مهدعلیا هم‌داستان می‌شدند. اندرونی شاه یکی از مهم‌ترین کانون‌های مخالفت با امیر بود. زنان حرم‌سرا از توقف اجرای فرمان‌هایی که با واسطه‌گری آن‌ها نزد شاه اجرا می‌شد، ناراضی بودند. پیش از آن، زنان با واسطه‌گری و رشوه‌خواری، زمینه واگذاری مقام و منصب را برای افراد فراهم و از این راه کسب درآمد می‌کردند. با فرمان امیر مبنی بر توقف این جریان، زنان یکی از راه‌های تولید ثروت را از دست دادند.

به‌ این‌ ترتیب محدودیت‌های فراوانی که امیر برای مادر شاه به وجود آورد، ازجمله قدرت مطلق امیر و تبدیل شاه به یک مقام تشریفاتی، تخفیف شاهزادگان قاجاری، کاهش حقوق و مستمری‌های وی و دیگر زنان دربار، زیر نظر گرفتن رفت‌وآمدها و روابطش با شاهزادگان و سفارتخانه‌های بیگانه ازجمله انگلستان، محدودکردن ملاقات‌های او با شاه و دیگر محدودیت‌ها؛ مهدعلیا را به دشمن اصلی امیر بدل کرد. امیرکبیر با اقدامات اصلاحی خود، دشمنان زیادی در دربار داشت، اما هیچ‌کس مانند مهدعلیا با امیر دشمن نبود ؛ زنی که امید فراوانی به پادشاهی فرزند و نفوذش بر او به‌عنوان ملکه مادر داشت، با سدی قدرتمند به نام امیرنظام برخورد کرد. 

در واقع امیر که خوی قدرت‌طلب و دسیسه‌گر مادر شاه را نیک دریافته بود، دست او را در بسیاری از امور بسته و مانعی جدی در رسیدن مادر شاه به اهداف‌اش شده بود. خصومت مهدعلیا با امیر به حدی بود که ازدواج دخترش عزت ملک خانم با امیرکبیر به‌فرمان ناصرالدین‌شاه نیز نتوانست در بهبود روابط آن دو مؤثر باشد. مهدعلیا که در برابر امیر خود را ناتوان می‌دید، در ساقط کردن او از قدرت و حتی از حیات، هرچه دسیسه و تدبیر داشت به کار گرفت. 

توطئه عزل و قتل امیرنظام

مهم‌ترین کاری که مخالفان امیر و در رأس آن‌ها مهدعلیا برای براندازی امیر انجام دادند، به وحشت انداختن شاه از قدرت امیرکبیر و تحریک حسادت شاه بود. مهدعلیا همیشه خطر قدرت‌یابی روزافزون امیر و به حاشیه رانده شدن شاه را به پسرش گوش‌زد کرده و او را از امیرنظام بیم می‌داد. 

                            

قتل میرزاتقی‌خان امیرکبیر

مهدعلیا سعی کرد ناصرالدین‌شاه را متقاعد کند که امیر سودای سلطنت را در سر می‌پروراند و عزت و احترام او نزد مردم بیشتر از شاه است. این توطئه‌چینی‌ها و دسیسه‌ها ابتدا در شاه کارساز نبود، ولی آن‌قدر تکرار شد و آن‌قدر از زبان‌های مختلف شنیده شد، که سرانجام در او اثر کرد.

مهدعلیا به بهانه زیارت و ساختن بقعه‌ای برای امام‌زاده‌ای ساختگی به شهرری رفت و در آنجا به‌اتفاق هم‌دستان خود تصمیم گرفتند برای نابودی امیر در همه‌جا شایع کنند که امیر خیال عزل شاه را دارد و می‌خواهد به‌جای او بنشیند.

گذشته از این، مهدعلیا و دیگران سعی کردند وضعیت کشور را آشفته کرده و به شورش‌ها دامن بزنند و با این کار امیر را در تنگنا قرار دهند. ازجمله آن‌ها تشویق بابی‌ها به ادامه شورش‌ها و اغتشاشات، دامن زدن به فتنه سالار، تحریک سربازان و نظامیان بود.

سرانجام تلاش‌های همه‌جانبه مخالفان امیر، اعم از اندرونی دربار به‌ویژه مادر شاه، سفارت انگلیس و افرادی نظیر میرزا آقاخان نوری، نتیجه بخشید و شاه جوان و بی‌تجربه را از موقعیت صدراعظم توانمند خود به وحشت انداخت. آن‌ها ابتدا موفق شدند مقام صدارت را از او خلع کنند، اما مقام امارت همچنان در دست امیر بود.

در روز ۲۰ آبان ۱۲۳۰ ه.ق ناصرالدین‌شاه با ارسال این دست‌خط، امیر را از صدارت عزل کرد: "چون صدارات عظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت برای شما دشوار است، شما را از آن کار معاف کردیم. باید به کمال اطمینان مشغول امارت نظام باشید."

اما مهدعلیا و دیگر مخالفان شاه بااینکه پیروزی بزرگی به دست آورده بودند، به آن اکتفا نکرده و به توطئه‌چینی‌های خود ادامه دادند. آن‌ها می‌دانستند که صرف وجود امیر در تهران، چه اندازه برایشان مشکل‌آفرین است و نیز به خاطر تعلق‌خاطر شاه به او همواره احتمال بازگشت دوباره امیرکبیر به قدرت توسط شاه وجود دارد. این بود که با همکاری و مشاوره با کلنل شیل؛ وزیرمختار انگلیس، هم شاه و هم امیرکبیر را راضی کردند که امیر به حکومت کاشان منصوب شود.

پس ‌از آن نیز شایعه کردند که امیر قصد پناهنده‌شدن به سفارتخانه روسیه را دارد و با این شایعات شاه را بیم‌ناک کردند. شاه نیز امیر را از کلیه مناصب دولتی و لشکری (امیرنظامی و حکومت کاشان) عزل کرد. یک یا دو روز بعد امیر همراه با مادر و همسر و فرزندانش (علی‌رغم مخالفت شاه و مهدعلیا) راهی فین کاشان شد. 

اما بازهم وجود امیرکبیرِ بدون منصب و مسئولیت و دور از پایتخت را نیز برنتافتند و از ترس بازگشت دوباره او به قدرت، نقشه قتل امیر را کشیدند. مهدعلیا و میرزا آقاخان نوری برای دستیابی به اهداف خود نبودن امیر را لازم می‌شمردند، اما گرفتن چنین فرمانی از ناصرالدین‌شاه کار ساده‌ای نبود و با سخن‌چینی و بدگویی از امیر نزد شاه، نتیجه‌ای حاصل مهدعلیا و دیگران نشد. مهدعلیا که احساس شاه نسبت به امیر را می‌دانست، سعی کرد در مواقع غیرعادی فرمان قتل امیر را از او بگیرد. 

سرانجام فرصت مناسب را به دست آوردند. چهل روز پس از تبعید امیرکبیر به کاشان در شبی که جشن عروسی علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه با سلطان خانم بود، شاه پس از نوشیدن شراب مفصل، مست لایعقل شد و مهدعلیا فرصت را مغتنم شمرده، فرمان کشتن میرزا تقی‌خان را خطاب به حاج علی‌خان حاجب‌الدوله فراش‌باشی، از فرزندش گرفت. شاه که نیمه‌های شب به حالت طبیعی بازمی‌گردد، دستور می‌دهد که حاج علی‌خان را ببیند و حکم را برگرداند، اما به او گفتند که حاج علی‌خان برای اجرای دستور به سمت کاشان راه افتاده است. 

هنگامی‌که حاج علی‌خان فراش‌باشی به کاشان رسید، امیرکبیر در حمام بود. مأموران دولتی درهای حمام را بستند تا کسی داخل نشود. حاج علی‌خان به امیر پیشنهاد داد که خود طریقه کشتنش را انتخاب کند. امیر نیز که عادت به رگ زدن و خون گرفتن داشت، گفت با قطع رگ دستانش جان شریفش گرفته شود. پس از قطع رگ‌های امیر با اشاره حاج علی‌خان، ضربه‌ای به میان دو کتف امیر وارد شد و او به زمین افتاد و سپس دستمالی در دهان او فروبردند تا نفس‌های به شماره افتاده امیرنظام را برای همیشه قطع کنند. به‌این‌ترتیب، با حسادت‌ها، کینه‌توزی‌ها و دسایس بسیاری ازجمله مهدعلیا؛ مادر شاه، ایران یکی از شریف‌ترین و نجیب‌ترین اصلاح‌گران خود را از دست داد.

منبع:mehrkhane.com

پشت پرده درگذشت ناگهانی اکبر هاشمی رفسنجانی پس از ۹ سال / داخلی‌ها هاشمی رفسنجانی را ترور کردند!

به تازگی ادعای اخیر فائزه هاشمی مبنی بر ترور پدر به دلیل موضع‌گیری‌هایش در حمایت از مردم مطرح شده است؛ ادعایی که آن را نه کار خارجی، بلکه عمل داخلی‌ها می‌داند.این گزارش به مرور جزئیات رسمی فوت در ۱۹ دی ۱۳۹۵ (ایست قلبی در استخر) و مراسم تشییع بی‌سابقه پس از آن که جایگاه ویژه ایشان را نشان داد، می‌پردازد.

فائزه هاشمی، دختر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، دختر رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، اخیراً بار دیگر ادعایی جنجالی را مطرح ساخته است که پیشتر توسط خواهرش، فاطمه هاشمی، نیز به صورت غیرمستقیم یا مستقیم بیان شده بود. این ادعا بر این مبنا استوار است که علت درگذشت آیت‌الله رفسنجانی، برخلاف روایت رسمی، «ترور» بوده است.

مبنای ادعای ترور آیت‌الله هاشمی

فائزه هاشمی در اظهارات اخیر خود، انگیزه پشت این اقدام فرضی را، موضع‌گیری‌های سیاسی پدرش دانسته است. وی به صراحت اعلام کرده است که دلیل این اقدام این بوده که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی "اعتراض می‌کرده و طرف مردم بوده است." این موضع‌گیری‌ها که غالباً در راستای نقد سیاست‌های داخلی و یا موضع‌گیری‌های خاص آیت‌الله در مقاطع حساس سیاسی کشور تفسیر می‌شد، به عنوان دلیل اصلی برای فرض ترور مطرح شده است.

نفی دخالت عوامل خارجی

نکته قابل توجه در این اظهارات، تفکیک قائل شدن توسط فائزه هاشمی میان عوامل داخلی و خارجی است. وی به طور مشخص اعلام کرده است که این اقدام را کار عوامل خارجی مانند روسیه و اسرائیل نمی‌داند.

تعارض با روایت رسمی

روایت رسمی همواره بر سکته قلبی ناشی از ایست قلبی در حین شنا تأکید داشته و هرگونه دخالت خارجی یا داخلی را قویاً تکذیب کرده است. تکرار این ادعاها، موجب ایجاد حساسیت‌های مجدد سیاسی و اجتماعی پیرامون یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دهه‌های اخیر ایران شده است.

 روایت رسمی و جزئیات درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی

آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، در تاریخ یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵، در سن ۸۲ سالگی دار فانی را وداع گفت. نحوه وقوع این حادثه و جزئیات پزشکی آن، محور اصلی روایت رسمی کشور در آن مقطع بود.

زمان و مکان وقوع حادثه

بر اساس گزارش‌های رسمی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در ساعت ۱۸:۲۰ دقیقه روز یکشنبه، در حالی که به تنهایی در استخر کوشک مجمع تشخیص مصلحت نظام واقع در نزدیکی مجموعه سعدآباد مشغول شنا بودند، دچار علائم حاد پزشکی (ایست قلبی) شدند.

روایت رسمی تأکید دارد که ایشان به دلیل شرایط جسمانی خاص و یا شاید عدم حضور به موقع همراهان، در آب دچار حادثه شده‌اند. پیش از این، آیت‌الله رفسنجانی اعلام کرده بودند که معمولاً هفته‌ای دو بار برای حفظ سلامتی و انجام امور ورزشی خود شنا می‌کردند.

عملیات احیا و اعلام فوت اکبر هاشمی رفسنجانی

بلافاصله پس از اعلام وضعیت اضطراری، اقدامات اولیه پزشکی صورت پذیرفت و پیکر ایشان به سرعت به بیمارستان شهدای تجریش منتقل گردید. در بیمارستان، تیم پزشکی عملیات احیای قلبی-ریوی (CPR) را آغاز کردند. این عملیات طولانی و فشرده، بیش از یک ساعت به طول انجامید. متأسفانه، با وجود تلاش‌های مستمر پزشکی، تلاش‌ها مؤثر واقع نشد و در نهایت، در ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه همان روز (حدود یک ساعت پس از انتقال)، مرگ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به صورت رسمی اعلام گردید.

حواشی پزشکی پس از حادثه

در پی تأیید خبر درگذشت، حواشی متعددی در فضای عمومی و رسانه‌ای کشور مطرح شد که بخشی از آن‌ها مرتبط با روند درمان و حضور تیم‌های پزشکی بود:

  1. حضور مهدی هاشمی: مهدی هاشمی، فرزند آیت‌الله، در ساعات اولیه با خودروی نیروی انتظامی برای حضور سریع در بیمارستان منتقل شد، که این موضوع خود نشان‌دهنده حساسیت‌های امنیتی و سیاسی پیرامون حضور سریع نزدیکان در آن لحظات بود.

  2. اظهارات وزیر بهداشت وقت: وزیر بهداشت وقت، در واکنش به برخی ابهامات، اظهار داشت که ظاهراً تیم پزشکی همراه شخصیت‌های رده بالا (که حضورشان رویه معمول تلقی می‌شود) در زمان وقوع حادثه در محل استخر حضور نداشته‌اند. این نکته، زمینه را برای برخی گمانه‌زنی‌ها فراهم آورد که آیا عدم حضور تیم پزشکی همراه، به نوعی تأخیری در واکنش اولیه ایجاد کرده است یا خیر.

  3. واکنش نزدیکان: سید مهدی طباطبایی، از نزدیکان آیت‌الله، در واکنش به فقدان ایشان، او را «شهید راه حق» خواند. این تعبیر، اگرچه در ادبیات سیاسی ایران برای درگذشتگان برجسته رایج است، اما در بستر ادعاهای بعدی مبنی بر قتل، معنای مضاعفی پیدا کرد.

مراسم تشییع و تدفین عظیم

درگذشت هاشمی رفسنجانی، که یکی از ارکان اصلی نظام از ابتدای انقلاب تا آن زمان بود، منجر به شکل‌گیری یکی از بزرگ‌ترین تجمعات عمومی در تاریخ معاصر ایران گردید.

 انتقال پیکر و اقامه نماز

پیکر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از درگذشت ابتدا به حسینیه جماران منتقل گردید تا بستگان و چهره‌های نزدیک وداع نهایی را انجام دهند. سپس، پیکر برای برگزاری مراسم تشییع رسمی و عمومی به دانشگاه تهران آورده شد.

مکان تدفین نهایی

مکان تدفین آیت‌الله رفسنجانی یکی از موضوعاتی بود که پس از درگذشت ایشان مورد بحث و بررسی قرار گرفت. پس از بررسی مکان‌های مختلف و مشورت‌ها، تصمیم نهایی بر این شد که ایشان در جوار و در کنار آرامگاه سید روح‌الله خمینی (ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، به خاک سپرده شوند. این مکان به عنوان نمادین‌ترین محل برای تدفین رهبران اصلی انقلاب تلقی می‌شود.

عظمت مراسم تشییع اکبر هاشمی رفسنجانی

مراسم تشییع روز ۲۱ دی ۱۳۹۵ از جلوی دانشگاه تهران آغاز شد و از مسیرهای تعیین شده به سمت مرقد امام خمینی (ره) ادامه یافت.

  • حضور میلیونی: مسئولان ایران و شاهدان عینی اعلام کردند که جمعیت بسیار عظیمی در مراسم تشییع حضور یافتند.

  • آمار رسمی: طبق آمار اعلامی از سوی استانداری تهران، برآورد شد که حداقل ۲.۵ میلیون نفر در مراسم تشییع در محوطه دانشگاه تهران و مسیرهای منتهی به آن شرکت کرده باشند.

  • بزرگ‌ترین مراسم: این تشییع جنازه از نظر تعداد شرکت‌کنندگان، پس از ارتحال امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸، بزرگ‌ترین مراسم تشییع در تاریخ معاصر ایران محسوب گردید. این حجم از حضور، نشان‌دهنده جایگاه ویژه و تأثیرگذاری آیت‌الله رفسنجانی بر سطوح مختلف جامعه ایران بود.

واکنش‌ها به درگذشت هاشمی رفسنجانی

درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی مقامات ارشد نظام، به ویژه کسانی که سوابق طولانی همکاری و یا رقابت سیاسی با ایشان داشتند، مواجه شد. این پیام‌ها اغلب بر نقش تاریخی و سوابق انقلابی ایشان تأکید داشتند.

پیام سید علی خامنه‌ای (رهبر معظم انقلاب)

حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیام تسلیت خود، تأکیدی ویژه بر سابقه طولانی همکاری با ایشان داشتند: "با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی‌شناسم که تجربه‌ای مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ‌ساز به یاد داشته باشم."

پیام سید محمد خاتمی (رئیس‌جمهور اسبق)

سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، در توصیف آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از صفاتی برجسته استفاده کردند که بر جنبه‌های فکری و سیاسی ایشان تأکید داشت: او را "اندیشمندی اسلام‌شناس و آزادی‌خواه و انقلابی و خستگی ناپذیر و مورد عنایت ویژه آیت‌الله خمینی و گره گشا در تنگناها و بحران‌ها" توصیف کردند.

پیام حسن روحانی (رئیس‌جمهور اسبق) حسن روحانی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، در پیام خود بر نقش محوری ایشان در ساختارهای نظام و جایگاه مردمی‌اش تأکید نمود: "امروز اسلام سرمایه‌ای پرارزش، ایران امیری بزرگ، انقلاب اسلامی پرچمداری شجاع و نظام مدبری کم‌نظیر را از دست داد. او محبوب امام بود و خادم مردم.

https://www.eghtesadonline.com

یک ژانویه؛ جشن آغاز سال نو میلادی

                 

در کشورهایی که از تقویم میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار میگردد

سال نو میلادی

در کشورهایی که از گاه‌شمار (تقویم) میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار می گردد.

- 11 دی (1 ژانویه) جشن آغاز سال نو میلادی
سال نو روزی است که آغاز یک سال گاه‌شماری جدید را رقم میزند، و در آن سال‌شمارِ یک تقویم مشخص افزایش داده میشود. در بسیاری از فرهنگ‌ها، این رویداد را به مناسبت پایان سال قدیم و شروع سال جدید جشن می‌گیرند. سال نو میلادی در ۱ ژانویه هر سال اتفاق می‌افتد و بیشترین استفاده را در کشورهای دنیا دارد. در ۱ ژانویه ۱۶۰۰ میلادی، اسکاتلند اولین کشوری بود که ۱ ژانویه را به عنوان اولین روز سال اتخاذ کرد.

- شب سال نو میلادی
در کشورهایی که از گاه‌شمار (تقویم) میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار میگردد. راسته ماه‌ها در گاه‌شمار رومی، از زمان پادشاه نوما پومپیلیوس در حدود ۷۰۰ پیش از میلاد، از ژانویه تا دسامبر میباشد. در حال حاضر، جشن گرفتن سال نو یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی میباشد. در شب ۳۱ دسامبر هر سال، آخرین روز یک سال میلادی و روز قبل از روز سال نو در بسیاری از کشورهای جهان، عموما قاره‌های اروپا، آمریکا، استرالیا و بخش‌هایی از آسیا و آفریقا مراسم سال نو برگزار میشود. در فرهنگ جدید غرب این روز با گردهمایی‌هایی در مجالس و مهمانی‌ها برگزار میشود که انتقال سال را ساعت ۱۲:۰۰ شب جشن می‌گیرند.

بسیاری از فرهنگ‌ها در این شب از آتش‌بازی و دیگر روش‌های پرصدا برای جشن گرفتن سال نو استفاده می‌کنند. شب سال نو به صورت جهانی مطابق با تولد مسیح یا عرف‌نامه پس از میلاد (به انگلیسی: Anno Domini) در کشورهای مسیحی و حتی غیر مسیحی در ۳۱ دسامبر برپا میشود. شب سال نو همچنین به عنوان هفتمین روز کریسمس در مسیحیت غربی شناخته میشود.

- چرا سال میلادی از اول ژانویه آغاز می‌شود؟
دلیل خاصی برای آغاز شدن سال میلادی از اول ژانویه ذکر نشده است زیرا اقوام مختلف هر کدام روزی را مبدأ سال خود قرارداده اند. مثلاً سال نو مقدونی ها در زمان اسکندر از پاییز شروع می شد و یونانی ها وسط تابستان را مبدأ سال خود قرار می دادند و ایرانی ها هنوز که هنوز است روز اول بهار را نوروز می دانند.

مسیحی هایی که اول ژانویه را مبدأ سال میلادی قرار می دهند مدیون رومی ها هستند، در عصر امپراتوری روم روال کار براین بود که کلیه مقامات مملکتی روز ۱۵ مارس (۲۶ اسفند) را روز آغاز خدمت قرار می دادند حتی قیصرها و کنسول های رومی نیز در این روز وارد عرصه کار می شدند. لیکن چون کنسول (فول دیویس نوبیلیور) به دلایلی چند موفق نشد در روز ۱۵ مارس زمام امور را به دست بگیرد و این مهم پس از مدتی تعویق در روز اول ژانویه میسر شد، آن روز را آغاز کار اعلام کردند. ژولیوس سزار هم به یک ژانویه وفادار ماند.

در سال ۴۶ قبل از میلاد، تقویم ژولیانی به دستور ژولیوس سزار تنظیم شد در این تقویم نه فقط اول ژانویه اول سال شناخته شد بلکه خود سال نیز به ۳۶۵‎/۲۵ روز تقسیم شد، زیرا همین مدت لازم بود تا زمین یک بار به دور خورشید گردش کند. به پاس این خدمت تقویم مذکور را ژولیانی گفتند و به پاس بزرگداشت ژولیوس سزار نام او را روی ماه ژوئیه (ژولیوس) نهادند.

منابع :

fa.wikipedia.org